مرتضى راوندى
459
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
از نظير همين حكايت است كه اين مثل معروف را ساختهاند : « با همهكس پلاس با ما هم پلاس » در شعر سنايى اين بيت است : چند گوئى سنايى آنِ من است * با همهكس پلاس و با ما هم و انورى يكجا كه در ستايش ممدوح چنان كه عادت اوست به مبالغه مىگرايد ، به اين مثل اشارت مىكند : خواستم گفتن كه دست و طبع او بحرست و كان * عقل گفت اين مدح باشد ؟ نيز با ما هم پلاس مىگويد خواستم دست و طبع او را به بحر و كان تشبيه كنم عقل بر من خنديد و بانگ زد كه اى بابا اين هم شد مدح ؟ با ما هم پلاس . . . » « 1 » رفتار و كردار عامه فرانسوى و ايرانى بر مبناى امثال سائره « در ميان تمام آثار ادبيات عاميانهء هر گروه انسانى ، ضرب المثلها ، مبيّن شخصيت و كيفيّات روحى آن گروه است ، مجازها و استعارات بيشمارى كه در امثال به كار رفته است ، به منزلهء اسباب و ابزار و پيرايههايى است كه هر قوم و ملّتى ، احساسات و نمايشهاى درونى خود را اعم از كمدى و « تراژدى » در آن بر روى صحنه مىآورد ، پس مىتوان پذيرفت كه محيط طبيعى افراد هر قوم و ملت با تمام ويژگيهاى خود از آسمان و آبوهوا و اقليم گرفته تا گياهان و جانداران در آينهء امثال جلوهگر است . . . هر ملتى با صداقت تمام و بطور ناخودآگاه ، پندارها و خرافات و موهومات و معتقدات و سنتها و هرچه را بر آن عقيده و ايمان دارد و حتى آنچه را كه تظاهر مىكند كه بدان اعتقاد دارد يا از نياكان خود به رسم ميراث به او رسيده و يا خود كشف و اختراع كرده است در همين امثال خود انعكاسى مىبخشد . از طرف ديگر نكات و گوشههاى طنز آميختهاى كه در امثال زيادى وجود دارد ، در حقيقت معرف كيفيات اخلاقى هر ملتى است كه به زبان آن زوايا و خفاياى خلقيات خود را و على الخصوص استعداد او را در هزل و طنز و نكتهپردازى و بذلهگويى آشكار مىسازد . امثال و حكم هرچند در كشورهاى غربى امروز ديگر آن رونق و جلوهء پيشين خود را ندارد ، اما برعكس در مشرق زمين هنوز هم از شهرت و اعتبار خاصى برخوردار هستند و ادبيات قريب به اتفاق اين كشورها گواه اين مدعاست .
--> ( 1 ) . نه شرقى نه غربى انسانى از اساطير و فرهنگ عامه دكتر زرينكوب ص 494 .